ترجمه "downtime" به فارسی
فرویش, (مدت زمانی که طی آن موتور یا کارخانه به علت تعمیر و غیره خوابیده است) تعطیل, زمان اکار بهترین ترجمه های "downtime" به فارسی هستند.
downtime
noun
دستور زبان
The amount of time lost due to forces beyond one's control, as with a computer crash. [..]
-
فرویش
-
(مدت زمانی که طی آن موتور یا کارخانه به علت تعمیر و غیره خوابیده است) تعطیل
-
زمان اکار
period when a system is unavailable
-
ترجمه های کمتر
- زمان بیکاری
- زمان توقف (یک دستگاه بواسطه عیب / تعمیر در کارخانه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " downtime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن