ترجمه "downtown" به فارسی
مرکز شهر, شارستان, به سوی مرکز شهر بهترین ترجمه های "downtown" به فارسی هستند.
downtown
adjective
noun
adverb
دستور زبان
(chiefly US) either the lower, or the business center of a city or town [..]
-
مرکز شهر
من به مرکز شهر میروم
One day Mike and Jane went downtown to do some shopping.
روزی، مایک و جین برای خرید به مرکز شهر رفتند.
-
شارستان
noun -
به سوی مرکز شهر
-
ترجمه های کمتر
- در مرکز شهر
- قسمت مرکزی شهر
- میان شهر
- میان شهری
- هسته شهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " downtown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن