ترجمه "downy" به فارسی

نرم, پرین, پرزدار بهترین ترجمه های "downy" به فارسی هستند.

downy adjective noun دستور زبان

Having down, covered with a soft fuzzy coating as of small feathers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرم

    noun

    He pinched his thin, downy mustache, and looked oddly askance into the corner.

    با انگشتان نازکش سبیلهای نرم و نورستهء خود را تاب میداد و به زیر آنها نگاهی غریب میکرد.

  • پرین

  • پرزدار

  • ترجمه های کمتر

    • کرکین
    • (وابسته به یا پوشیده از پرهای نرم و کوچک و یا موی نرم و نازک) نرم پر مانند
    • مانند پرقو
    • نرم پرین
    • پف دار و نرم
    • کرک دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " downy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "downy" با ترجمه به فارسی

  • دارکوب لطیفپر
  • سفيدكهاي كركي · سفيدكهاي پودري · سفیدکها
  • دارکوب لطیف پر
  • (بیماری گیاهی) سفیدک کرکی (که توسط قارچ های تیره ی Peronosporaceae ایجاد می شود)
  • مثل پرقو بودن · نرمی · پرمانندی
اضافه کردن

ترجمه های "downy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه