ترجمه "drainage" به فارسی

زهکشی, فاضلاب, زهاب بهترین ترجمه های "drainage" به فارسی هستند.

drainage noun دستور زبان

A natural or artificial removal of surface and sub-surface water from a given area. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهکشی

    noun

    1) Removal of groundwater or surface water, or of water from structures, by gravity or pumping.2) The discharge of water from a soil by percolation (the process by which surface water moves downwards through cracks, joints and pores in soil and rocks).(Source: MGH / WHIT) [..]

    He was hurrying on: Flemish manure flax growing drainage long leases domestic service.

    شتا بزده چنین خواند: کود فلاماندی کشت شاهدانه زهکشی اجارهنامههای دراز مدت خدمات شهری.

  • فاضلاب

  • زهاب

    The drainage was towards Heiran.

    و معلوم بود که قبلا در فصل باران آب از آنجا به طرف حیران سرازیر میشده، و اکنون زهاب آن در اینجا به زمین فرومیرود.

  • ترجمه های کمتر

    • گنداب
    • آب ناودان
    • آبگیر رودخانه
    • الکای رود (drainage system هم می گویند)
    • حوزه ی رودخانه
    • زه کشی
    • زهاب سازی
    • شبکه ی فاضلاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drainage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drainage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drainage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه