ترجمه "drench" به فارسی

خیساندن, خیس کردن, خیسی بهترین ترجمه های "drench" به فارسی هستند.

drench verb noun دستور زبان

A draught administered to an animal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیساندن

    verb

    to soak, to make very wet

  • خیس کردن

    verb

    to soak, to make very wet

    The gusts of rain had drenched the front of the vehicle, which was wide open;

    بارانهای متوالی، کالسکه را که کام لا روباز بود خیس کرده بود؛

  • خیسی

    A drenched mongoose flashed across the leaf strewn driveway.

    نمس هندی خیسی در راه ماشینروی پوشیده از برگ لحظهای برق زد.

  • ترجمه های کمتر

    • آغشتگی
    • (به اسب و گاو و غیره) داروی آبگونه خوراندن
    • (مایعی که در آن چیزی را می خیسانند) خیسانه
    • (کاملا) خیس کردن
    • خیس سازی
    • غسل دادن
    • یک وعده دارو (برای دام)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drench " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drench" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drench" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه