ترجمه "dresser" به فارسی
کمد, دباغ, دفتر بهترین ترجمه های "dresser" به فارسی هستند.
dresser
noun
دستور زبان
An item of kitchen furniture, like a cabinet with shelves, for storing crockery or utensils. [..]
-
کمد
nounbedroom furniture [..]
It was her firm belief that a hired woman always sweeps the dirt under the dresser.
او معتقد بود که کسی که برای پول کار میکند، آشغالها را زیر کمد قایم میکند.
-
دباغ
-
دفتر
noun
-
ترجمه های کمتر
- آراینده
- دفترخانه
- دیوان
- دایره
- غرور
- اداره
- (تئاتر و غیره) دستیار لباس
- (قدیمی) رجوع شود به sideboard
- (کسی که به روش به خصوصی لباس می پوشد) - پوش
- (کسی که چیزی را می آراید) ویترین آرا
- آماده ساز
- زخم بند
- چرم پرداز
- کمد آینه دار
- گنجه ی آشپزخانه
- گنجه ی ظرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dresser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dresser"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن