ترجمه "dressing" به فارسی
پانسمان, لباس, سس بهترین ترجمه های "dressing" به فارسی هستند.
dressing
noun
verb
دستور زبان
(medicine) Material applied to a wound for protection or therapy. [..]
-
پانسمان
sterile pad or compress applied to a wound
Get him on the bed where I can dress the wound.
ببرش روي تخت بذارش تا بتونم زخمش رو پانسمان کنم.
-
لباس
nounThe dress in the shop window caught Marie's eye.
لباس توی ویترین مغازه چشم مری را گرفت.
-
سس
nounRueben on rye, with bacon instead of Russian dressing.
ساندویچ گوشت با پنیر سوئیسی همراه بیکن بجای سس سالاد روسی.
-
ترجمه های کمتر
- کود
- آغانه
- آغند
- لقاح
- پوشندگی
- پرکنی
- آچار
- (آمیزه ای از نان و ادویه که در شکم مرغ می گذارند و می پزند) پرکنک
- (سالاد و غیره) سس
- (نساجی) آهار پارچه
- جامه پوشی
- مرهم زخم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dressing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dressing" با ترجمه به فارسی
-
بوتیک · دکان
-
(مردانه) لباس رسمی شب · جامه ی مهمانی
-
پیراهن
-
عرف پوشش · لباس فرم · نوع لباس پوشیدن
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
بازخواست · سرزنش (شدید) · چوبه کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن