ترجمه "dribble" به فارسی

دریبل, چکیدن, چکه کردن بهترین ترجمه های "dribble" به فارسی هستند.

dribble verb noun دستور زبان

To let saliva drip from the mouth, to drool [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریبل

    sport

    And what if you can't rap a lyric or dribble a ball?

    خب اگه نتونی شعر بگی یا دریبل بزنی چی ؟

  • چکیدن

    verb
  • چکه کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • چکه
    • تراویدن
    • پشنگ
    • پشنگیدن
    • چکاندن
    • تراوش
    • (فوتبال و بسکتبال و غیره) دریبل کردن
    • آب از لب و لوچه جاری کردن (یا شدن)
    • آب دهان (کسی) جاری شدن
    • اظهارخوشحالی کردن
    • باران ریز (بیشتر گفته می شود: drizzle)
    • قطره قطره ترشح کردن
    • مقدار بسیار کم
    • چکه (از drop کوچکتر)
    • کم کم بیرون دادن (یا آمدن)
    • کم کم جاری شدن
    • کم کم جلو آمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dribble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dribble" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dribble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه