ترجمه "dribbling" به فارسی

دریپلینگ ترجمه "dribbling" به فارسی است.

dribbling noun verb دستور زبان

Present participle of dribble. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریپلینگ

    maneuvering of a ball by a single player, avoiding defenders' attempts to intercept the ball

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dribbling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dribbling" با ترجمه به فارسی

  • (بسکتبال) دریبل دوتایی (که خطا محسوب می شود)
  • (فوتبال و بسکتبال و غیره) دریبل کردن · آب از لب و لوچه جاری کردن (یا شدن) · آب دهان (کسی) جاری شدن · اظهارخوشحالی کردن · باران ریز (بیشتر گفته می شود: drizzle) · تراوش · تراویدن · دریبل · قطره قطره ترشح کردن · مقدار بسیار کم · پشنگ · پشنگیدن · چکاندن · چکه · چکه (از drop کوچکتر) · چکه کردن · چکیدن · کم کم بیرون دادن (یا آمدن) · کم کم جاری شدن · کم کم جلو آمدن
  • (فوتبال و بسکتبال و غیره) دریبل کردن · آب از لب و لوچه جاری کردن (یا شدن) · آب دهان (کسی) جاری شدن · اظهارخوشحالی کردن · باران ریز (بیشتر گفته می شود: drizzle) · تراوش · تراویدن · دریبل · قطره قطره ترشح کردن · مقدار بسیار کم · پشنگ · پشنگیدن · چکاندن · چکه · چکه (از drop کوچکتر) · چکه کردن · چکیدن · کم کم بیرون دادن (یا آمدن) · کم کم جاری شدن · کم کم جلو آمدن
اضافه کردن

ترجمه های "dribbling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه