ترجمه "drilling" به فارسی
حفاری, حفر, سوراخ بهترین ترجمه های "drilling" به فارسی هستند.
drilling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of drill. [..]
-
حفاری
cutting process that uses a drill bit to cut a hole of circular cross-section in solid materials
He works on a drilling rig that pumps oil out from underneath the ocean.
اون توی یک دکل حفاری کار میکنه که از ته اقیانوس ها نفت میکشه
-
حفر
nounThe reason Amoco was ahead of the other companies, he said, is because, 'We drill more holes.
او گفت دلیل جلوتر بودن آماکو از سایر شرکتهای نفتی این است که چاههای بیشتری حفر میکنیم.
-
سوراخ
nounSome drill out their back teeth and stick diamonds up there.
بعضیها دندان بالایی و عقب خود را سوراخ میکنند و الماس را در آن جای میدهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drilling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drilling" با ترجمه به فارسی
-
مته ی آهن کاو · مته ی ژرف شیار
-
مته
-
ردیفکاری بذر
-
متهها (براي چوب يا فلزكاري)
-
مته کمانی
-
حفاری چاه
-
حفاری برای آب
-
رديفكاري كود شيميايي · رويهپاشي كود شيميايي · کاربرد کود شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن