ترجمه "drifty" به فارسی

دارای انباشتگی (یا دارای تمایل به انباشته شدن), رانه دار, رانه گرای بهترین ترجمه های "drifty" به فارسی هستند.

drifty adjective دستور زبان

Tending or seeming to drift [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای انباشتگی (یا دارای تمایل به انباشته شدن)

  • رانه دار

  • رانه گرای

  • پشته پشته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drifty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "drifty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه