ترجمه "driven" به فارسی
(توسط باد) رانده و انباشته شده, اجباری, اسم مفعول فعل : drive بهترین ترجمه های "driven" به فارسی هستند.
driven
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of drive [..]
-
(توسط باد) رانده و انباشته شده
-
اجباری
adjective -
اسم مفعول فعل : drive
-
ترجمه های کمتر
- اهل کوشش و پرکاری
- توده شده
- پشتکاردار
- کوشا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " driven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Driven
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Driven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Driven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "driven" با ترجمه به فارسی
-
روزنامهنگاری اطلاعات محور
-
توسعه آزمون محور
-
آزمون محور
-
از این ستون به آن ستون فرج است.
-
برنامهنویسی دادهمحور
-
برنامهنویسی رویدادمحور
-
معماری مدل-محور
-
توسعه رفتار محور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن