ترجمه "driver" به فارسی
راننده, شوفر, درایور بهترین ترجمه های "driver" به فارسی هستند.
One who drives something, in any sense of the verb to drive. [..]
-
راننده
nounperson who drives a motorized vehicle, such as a car or a bus [..]
Oh, the driver is a maniac.
اوه، راننده یک دیونه است.
-
شوفر
person who drives a motorized vehicle, such as a car or a bus
Pa and Uncle John, as befitted the heads of the clan, had the honor seats beside the driver.
پدر و عمو جان مثل رؤسای قبایل، در کنار شوفر نشسته بودند
-
درایور
Software that enables hardware or peripherals (such as a printer, mouse, or keyboard) to work with your computer or mobile device.
-
ترجمه های کمتر
- سورچی
- پیشران
- پیشبرنده
- گاوران
- شبان
- (اتومبیل و کامیون و گاری و غیره) راننده
- (مکانیک) محرک
- (چوگان گلف) چوگان سرچوبی
- رانش گر
- چکش (فلزی و چوبی)
- کوب گر
- گاری چی
- گردان گر
- گله چران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " driver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname.
"Driver" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Driver در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "driver"
عباراتی شبیه به "driver" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت می کند · آدم فضول
-
درایور چاپگر
-
محرک هزینه- موجد هزینه
-
رانندهٔ تاکسی
-
راننده مسابقهای
-
راننده تاکسی
-
راننده خودروی مسابقهای
-
تانک · کشتی نفت کش