ترجمه "dross" به فارسی
تفاله, ناخالصی, توپالریم بهترین ترجمه های "dross" به فارسی هستند.
dross
verb
noun
دستور زبان
Residue that forms on the surface of a metal from oxidation [..]
-
تفاله
nounWaste or impure matter
-
ناخالصی
The smith at his forge skims the scummy dross from the molten silver and throws it away.
آهنگر در کورهٔ خود دُرد یا ناخالصی نقرهٔ مذاب را میگیرد و بیرون میریزد.
-
توپالریم
-
ترجمه های کمتر
- ناژاوی
- نخالگی
- کنجار
- واخورده
- روباه
- سربار
- ناپاکی
- خاکستر
- اشغال
- (فلزکاری - رویه ای که بعلت اکسیده شدن و یا بالا آمدن ناخالصی ها روی فلز مذاب تشکیل می شود) ریم
- (هرچیز) بی ارزش
- ریم فلزات
- مواد خارجی
- پس مانده
- کف باره
- کف فلز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dross " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dross"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن