ترجمه "drought" به فارسی
خشکسالی, خشکی, تشنگی بهترین ترجمه های "drought" به فارسی هستند.
drought
noun
دستور زبان
A period of below average rain fall, longer and more severe than a dry spell [..]
-
خشکسالی
nouna period of below average rain fall [..]
With Meggies assured two thousand a year, you can wait out a ten year drought!
با دو هزار پوندی که مگی سالانه مستمری دارد میتوانید ده سال هم خشکسالی را تاب بیاورید!
-
خشکی
nounThey're just never turned on under extreme drought conditions.
موضوع این است که این ژنها به غیر از شرایط بسیار سخت خشکی ذوشن نمیشوند.
-
تشنگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تنگسالی
- نایابی
- کمیابی
- تنگی
- (قدیمی) تشنگی
- (قدیمی) خشکی
- (کمبود طولانی و شدید) قحطی
- خشک سالی
- کم بارانی
- کم داشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drought " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "drought"
عباراتی شبیه به "drought" با ترجمه به فارسی
-
تحمل به خشكي · مستعد خشكي · مقاومت به خشکی
-
تحمل به خشكي · مستعد خشكي · مقاومت به خشکی
-
تحمل به خشكي · مستعد خشكي · مقاومت به خشکی
-
استرس خشکی · تنش آبي · تنش خشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن