ترجمه "drudge" به فارسی

مزدور, حمال, غلام بهترین ترجمه های "drudge" به فارسی هستند.

drudge verb noun دستور زبان

A person who works in a low servile job. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مزدور

    noun

    and you let them make a regular drudge and Johannes factotum of you.

    و آن وقت به ایشان اجازه میدهید که شما را به صورت یک مزدور و یک johannesfactotum درآورند.

  • حمال

    noun

    No poor drudge in a garret could be worse lodged than Father Goriot in Mme. Vauquer's lodging house.

    اثاثه فقیر ترین حمال در یک انبار محقر از اثاثهایکه مادام و که در اطاق بابا گوریو جا داده بود بهتر بود.

  • غلام

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رنجبر
    • فراش
    • آدم خر کار
    • آدم خرحمال
    • خرحمالی کردن
    • ماشین حفاری
    • کار سخت و بدنی کردن
    • کارگر غیر ماهر
    • کوشش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drudge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "drudge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه