ترجمه "drumstick" به فارسی
(پرنده ی پخته) پا, دهل زنه, پای مرغ بهترین ترجمه های "drumstick" به فارسی هستند.
drumstick
noun
دستور زبان
A stick used to play drums. [..]
-
(پرنده ی پخته) پا
-
دهل زنه
-
پای مرغ
So, is Connor here? asks Mum, decanting chicken drumsticks onto a plate.
مادرم در حالیکه پای مرغ پخته را در بشقابی میگذاشت گفت: راستی کانر هم اینجاس؟
-
چوب طبل (دو چوب که با آن طبل می زنند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drumstick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن