ترجمه "dub" به فارسی
داب, دوبلاژ, آواافزایی بهترین ترجمه های "dub" به فارسی هستند.
dub
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A blow. [..]
-
داب
genre of electronic music
Dub was suffering from a wrenched shoulder blade.
داب، شانهاش در رفته بود.
-
دوبلاژ
-
آواافزایی
-
ترجمه های کمتر
- صداگذاری
- نامیدن
- حوضچه
- (افزودن صدابه فیلم و غیره) صداگذاری کردن
- (با زدن پهنه ی شمشیر برشانه ی شخص به او) مقام و لقب اشرافی دادن
- (با مالیدن) چرم را به عمل آوردن و تکمیل کردن
- (خودمانی - ورزش) ناشی
- (خودمانی -ورزش) خیطی بالا آوردن
- (شمال انگلیس و اسکاتلند) چالچه
- (صدا یا آهنگ را از صفحه یا نوار قدیمی به صفحه یا نوار تازه منتقل کردن) آواگذاری کردن
- (فیلم و نوار صوتی و غیره)
- (مهجور) زدن (با پهنه ی شمشیر و غیره)
- (چوب و غیره را با رنده یا تیشه) صاف کردن
- بد بازیکن
- بد ضربه زدن (به گوی)
- به هم زدن یا کاویدن (با انبر و غیره)
- جابه جا کردن صدا
- دوبله کردن
- رتبه و مقام دادن به
- صیقلی کردن
- فروکردن (با چیز تیز)
- ملقب کردن
- نام دادن به
- چرب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dub " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dub
proper
A female given name
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dub" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dub در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
DUB
noun
دستور زبان
Initialism of [i]dysfunctional uterine bleeding[/i].
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"DUB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DUB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن