ترجمه "dubbing" به فارسی
دوبله, دوبلاژ, روغن چرم بهترین ترجمه های "dubbing" به فارسی هستند.
dubbing
noun
verb
دستور زبان
The replacement of a voice part in a film. [..]
-
دوبله
post-production process used in filmmaking and video production
when he could talk again, explained to us the concept of voice dubbing.
و هر وقتی به حرف آمد، مفهوم دوبله را برایمان توضح داد.
-
دوبلاژ
replacement of voice
-
روغن چرم
-
عمل پیراستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dubbing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dubbing" با ترجمه به فارسی
-
(واژه ی آوایی) دام دام (مانند صدای طبل) · دارام دارام · صدای سم اسب · صدای طبل
-
(افزودن صدابه فیلم و غیره) صداگذاری کردن · (با زدن پهنه ی شمشیر برشانه ی شخص به او) مقام و لقب اشرافی دادن · (با مالیدن) چرم را به عمل آوردن و تکمیل کردن · (خودمانی - ورزش) ناشی · (خودمانی -ورزش) خیطی بالا آوردن · (شمال انگلیس و اسکاتلند) چالچه · (صدا یا آهنگ را از صفحه یا نوار قدیمی به صفحه یا نوار تازه منتقل کردن) آواگذاری کردن · (فیلم و نوار صوتی و غیره) · (مهجور) زدن (با پهنه ی شمشیر و غیره) · (چوب و غیره را با رنده یا تیشه) صاف کردن · آواافزایی · بد بازیکن · بد ضربه زدن (به گوی) · به هم زدن یا کاویدن (با انبر و غیره) · جابه جا کردن صدا · حوضچه · داب · دوبلاژ · دوبله کردن · رتبه و مقام دادن به · صداگذاری · صیقلی کردن · فروکردن (با چیز تیز) · ملقب کردن · نام دادن به · نامیدن · چرب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن