ترجمه "duff" به فارسی

خمیر, کفل, (خودمانی) کپل بهترین ترجمه های "duff" به فارسی هستند.

duff adjective verb noun دستور زبان

(dialectal) Dough. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیر

    noun
  • کفل

  • (خودمانی) کپل

  • ترجمه های کمتر

    • (خوراک پردازی) کوفته ی آلو (یا دیگر میوه های خشک)
    • خاکه زغال
    • لاشبرگ سطح جنگل
    • هوموس خام
    • پسماند درخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " duff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Duff proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Duff" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Duff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DUFF Acronym

(derogatory) Dumb/Designated Ugly Fat Friend, an attractive woman's less attractive friend [..]

+ اضافه کردن

"DUFF" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DUFF در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "duff" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "duff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه