ترجمه "duffer" به فارسی
نابلد, ساختگی, (عامیانه - بازی گلف) ناشی بهترین ترجمه های "duffer" به فارسی هستند.
duffer
noun
adjective
دستور زبان
comparative form of duff: more duff [..]
-
نابلد
-
ساختگی
-
(عامیانه - بازی گلف) ناشی
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) آدم بی عرضه (به ویژه پیر)
- (قدیمی - خودمانی) جنس بنجل
- (قدیمی - خودمانی) دستفروش (به ویژه چیزهای ارزان)
- جنس بنجل
- فس فسو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duffer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن