ترجمه "dull" به فارسی
کند, کودن, کسل کننده بهترین ترجمه های "dull" به فارسی هستند.
dull
adjective
verb
دستور زبان
Lacking the ability to cut easily; not sharp. [..]
-
کند
adjective -
کودن
adjective -
کسل کننده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- احمق
- kond
- خسته کننده
- کند ذهن
- تیره
- کدر
- گنگ
- مبهم
- تار
- خفیف
- ناراضی
- آهسته
- خنگ
- کرخ
- کساد
- سست
- کنددست
- خمود
- کرخت
- غیرفعال
- (از نظر بدنی) کم شتاب
- (انگلیس) نیمه کر 3
- (تیغ یا چاقو یا شمشیر و غیره) کند
- (رنگ) مات
- (صدا) نامشخص
- (هوا) گرفته
- بی اشتیاق
- بی حال
- بی حالت
- بی حس
- بی دل و دماغ
- بی فعالیت
- بی مزه
- بی کار
- خفه 1
- دلگیر 2
- رنجش آور
- عاری از احساس
- فس فسو
- مرده
- ملال انگیز
- ملالت آور
- ناکنش ور
- کج خلق
- کدر شدن یا کردن
- کم هوش
- کند کردن یا شدن
- گرفته 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dull " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dull" با ترجمه به فارسی
-
دیرآموز · کم هوش · کند ذهن
-
تیرگی · خرف · سنگینی · کندی · کودنی
-
جان فاستر دالس
-
فانوس کدر · فانوس کم سو، فانوس کم نور
-
فرودگاه بینالمللی دالس واشینگتن
-
جان فاستر دالس (وزیر امور خارجه ی سابق امریکا)
-
دیرآموز · کم هوش · کند ذهن
-
دیرآموز · کم هوش · کند ذهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن