ترجمه "dumbness" به فارسی
لالی, گنگی بهترین ترجمه های "dumbness" به فارسی هستند.
dumbness
noun
دستور زبان
The state of being dumb (either mute or dim-witted), that is, not communicating vocally, whether from selective mutism or from an inability to speak. [..]
-
لالی
noun -
گنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dumbness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dumbness" با ترجمه به فارسی
-
(از شدت ترس یا غم و غیره) زبان بند شدن · (عامیانه) احمق · آهومند · ابله · احمقانه · بی آوا · بی حرف · بی زبان · بی شعور · بی صدا · بیصدا · خاموش · دبنگ · ساکت · صامت · لال · معیوب · ناقص · هالو · پخمه · کم حرف · کند ذهن · کودن · گنگ
-
کوسه بلعنده نادان
-
(ناپسند) کر و لال (بیشتر می گویند: deaf-mute) · وابسته به کر و لال ها
-
ساکت شو، ساکت باش، زبان به دهان گیر
-
(در اصل) بخشی از نمایش که به صورت صامت اجرا می شد · اشاره بازی · لال بازی · نمایش صامت · پانتومیم
-
احمق
-
(از شدت ترس یا غم و غیره) زبان بند شدن · (عامیانه) احمق · آهومند · ابله · احمقانه · بی آوا · بی حرف · بی زبان · بی شعور · بی صدا · بیصدا · خاموش · دبنگ · ساکت · صامت · لال · معیوب · ناقص · هالو · پخمه · کم حرف · کند ذهن · کودن · گنگ
-
(از شدت ترس یا غم و غیره) زبان بند شدن · (عامیانه) احمق · آهومند · ابله · احمقانه · بی آوا · بی حرف · بی زبان · بی شعور · بی صدا · بیصدا · خاموش · دبنگ · ساکت · صامت · لال · معیوب · ناقص · هالو · پخمه · کم حرف · کند ذهن · کودن · گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن