ترجمه "dumpy" به فارسی

خپله, بیغوله, مخروبه بهترین ترجمه های "dumpy" به فارسی هستند.

dumpy adjective noun دستور زبان

short and thick; stout or stocky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خپله

    Dumpy sort of woman? he growled finally.

    سر آن جام با غرولند گفت: هم ون زن خپله؟

  • بیغوله

  • مخروبه

  • ترجمه های کمتر

    • قراضه
    • ناخوشایند
    • (عامیانه) زشت
    • کت و کلفت
    • کوتاه و کلفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dumpy" با ترجمه به فارسی

  • (مساحی) تراز مساحی (که دوربین روی آن می چرخد)
  • خیلی
اضافه کردن

ترجمه های "dumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه