ترجمه "dun" به فارسی

دیزه, سمند, حنایی بهترین ترجمه های "dun" به فارسی هستند.

dun adjective verb noun interjection دستور زبان

(informal) eye dialect spelling of done: simple past tense and past participle of do. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیزه

    colour

  • سمند

    noun
  • حنایی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رشا
    • بستانکار
    • گوزن
    • (اسب) کهر
    • (رنگ) قهوه ای مایل به خاکستری
    • (ماهی گیری با قلاب) طعمه ی مصنوعی قهوه ای رنگ
    • (مرتبا) آزار دادن
    • (مکررا و با سماجت) طلبکاری کردن
    • اذیت کردن
    • به ستوه آوردن یا آمدن
    • رجوع شود به mayfly
    • زجر دادن
    • عذاب دادن
    • ناامید کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه