ترجمه "dung" به فارسی

سرگین, کود, پهن بهترین ترجمه های "dung" به فارسی هستند.

dung verb noun دستور زبان

(uncountable) Manure; animal excrement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرگین

    manure

    It has a head like a dung beetle's, but dog sized.

    سرش شبیه یک سوسک سرگین غلتان است، اما به اندازه سر یک سگ.

  • کود

    noun

    manure

    His ruddy hair, smeared with melted butter, smelt of sweat and dung.

    موهای سرخش که با کره آب شده هموار گشته بود بوی عرق و کود میداد.

  • پهن

    noun

    Horse dung was flying all over the room.

    پهن اسب در تمام اتاق در پرواز بود.

  • ترجمه های کمتر

    • پشگل
    • تپاله
    • گه
    • ام.وای.ام
    • پیخال
    • یاوچک
    • براز
    • ککه
    • رشوه
    • كودهاي حیوانی
    • مدفوع حیوانات
    • کود (حیوانی)
    • کود (حیوانی) دادن
    • کود دادن
    • کود دامی
    • کودهای اصطبلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dung"

عباراتی شبیه به "dung" با ترجمه به فارسی

  • سرگینمگسان
  • (حشره شناسی) سوسک سرگین (انواع سوسک های scarab) · سرگین غلتانک · گه ترانه
  • سرگین غلتانک · سوسکهای سرگین
  • (حشره شناسی) سوسک سرگین (انواع سوسک های scarab) · سرگین غلتانک · گه ترانه
  • (حشره شناسی) سوسک سرگین (انواع سوسک های scarab) · سرگین غلتانک · گه ترانه
اضافه کردن

ترجمه های "dung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه