ترجمه "dure" به فارسی

بردباری کردن دربرابر, تحمل کردن, تن درداغن به بهترین ترجمه های "dure" به فارسی هستند.

dure adjective verb دستور زبان

(archaic) To last, continue, endure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردباری کردن دربرابر

  • تحمل کردن

    verb

    During the fifteen minutes that followed, the proud and sensitive little girl suffered a shame and pain which she never forgot.

    در عرض پنجاه دقیقهی بعدی این دخترک مغرور و حساس چنان رنج و شرمی را تحمل کرد که هرگز آن را فراموش نکرد.

  • تن درداغن به

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dure" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه