ترجمه "dure" به فارسی
بردباری کردن دربرابر, تحمل کردن, تن درداغن به بهترین ترجمه های "dure" به فارسی هستند.
dure
adjective
verb
دستور زبان
(archaic) To last, continue, endure. [..]
-
بردباری کردن دربرابر
-
تحمل کردن
verbDuring the fifteen minutes that followed, the proud and sensitive little girl suffered a shame and pain which she never forgot.
در عرض پنجاه دقیقهی بعدی این دخترک مغرور و حساس چنان رنج و شرمی را تحمل کرد که هرگز آن را فراموش نکرد.
-
تن درداغن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dure" با ترجمه به فارسی
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
در خلال تولید
-
در خلال ساختشناخت درآمد
-
اتلاف گرما طي فراوري · گرمای زاید
-
(زمان) در · در خلال · در زمان · در طی · در ظرف · موقع · هنگام · وقت
-
رابطه جنسی در دوران حاملگی
-
در طول سال های اولبه هوانوردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن