ترجمه "during" به فارسی

هنگام, موقع, وقت بهترین ترجمه های "during" به فارسی هستند.

during verb adposition دستور زبان

For all of a given time interval. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنگام

    noun

    She was out sailing during the storm three days ago.

    اون سه روز پيش هنگام طوفان براي قايقراني بيرون رفته.

  • موقع

    noun

    Your father hid the Lebensteins during the war.

    پدرت خانواده ي لبنشاين رو موقع جنگ پنهان کرد.

  • وقت

    noun

    It's best to stay clear of them during a full moon.

    بهترين کار اينه که وقتي ماه کامل ميشه ، ازشون دوري کني.

  • ترجمه های کمتر

    • (زمان) در
    • در خلال
    • در زمان
    • در طی
    • در ظرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " during " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

During proper

(rare) English surname. [..]

+ اضافه کردن

"During" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای During در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "during" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "during" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه