ترجمه "duskiness" به فارسی
تیرگی, تاریکی بهترین ترجمه های "duskiness" به فارسی هستند.
duskiness
noun
دستور زبان
The quality of being dusky [..]
-
تیرگی
noun -
تاریکی
nounand the dusky figure of a woman leaped from a bush beside the track and rushed shrieking out of sight.
در تاریکی قیافه زنی را دیدیم که از پشت بوتهای در کنار جاده به بیرون جست و در ظلمت شب ازن ظر ناپدید شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duskiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "duskiness" با ترجمه به فارسی
-
ابیای تیرهرنگ
-
چلچله سربی
-
پریشاهرخ قهوهای تاریک
-
نوکنقرهای تیره
-
تاريك · تاریک · تیره رنگ · تیره و مبهم · حزن انگیز · سایه گون · سبزه تند · سیاه چرده · سیه چرده · غم انگیز · نیمه روشن · کم نور · گرگ ومیش
-
الیکایی چمنی تیره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن