ترجمه "dusky" به فارسی
تاریک, تاريك, تیره رنگ بهترین ترجمه های "dusky" به فارسی هستند.
dusky
adjective
noun
دستور زبان
A dusky dolphin. [..]
-
تاریک
adjectivewhen six of them, the best of them, noblest relics of the evening, stood in the dusky front lobby of the Ritz
موقعی که شش نفر از آنها، بهترین افراد گروه، مهمترین یادگارهای شب در سالن تاریک ری تز ایستادند
-
تاريك
-
تیره رنگ
which they were scarcely reclaimed, lay between me and the dusky hill.
آنها خیلی کم توجه شده بود میان من و آن تپه تیره رنگ قرار داشتند.
-
ترجمه های کمتر
- تیره و مبهم
- حزن انگیز
- سایه گون
- سبزه تند
- سیاه چرده
- سیه چرده
- غم انگیز
- نیمه روشن
- کم نور
- گرگ ومیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dusky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dusky" با ترجمه به فارسی
-
ابیای تیرهرنگ
-
چلچله سربی
-
تاریکی · تیرگی
-
پریشاهرخ قهوهای تاریک
-
نوکنقرهای تیره
-
الیکایی چمنی تیره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن