ترجمه "dutch" به فارسی
هلندی, (امریکا) هلندی نژاد و ساکن ایالت پنسیلوانیا, (خودمانی) آلمانی بهترین ترجمه های "dutch" به فارسی هستند.
(slang) wife [..]
-
هلندی
adjectiveCooper and a Dutch detective watched as the two visitors wandered through the rare stamp collection.
دانیل کوپر و کارآگاه هلندی مراقب در نفر دیدار کنندهای بودند که از ویترین های تمبر دیدن میکردند.
-
(امریکا) هلندی نژاد و ساکن ایالت پنسیلوانیا
-
(خودمانی) آلمانی
-
ترجمه های کمتر
- زبان هلندی
- وابسته به کشور هلند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dutch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(obsolete) German. [..]
-
هلندی
adjective properthe Dutch language [..]
Cooper and a Dutch detective watched as the two visitors wandered through the rare stamp collection.
دانیل کوپر و کارآگاه هلندی مراقب در نفر دیدار کنندهای بودند که از ویترین های تمبر دیدن میکردند.
-
هلندى
A West Germanic language spoken mainly in the Netherlands, Flanders and Suriname.
-
هلندیها
properpeople from the Netherlands
The Dutch are liberal, but I think if you walked around like that they might be shocked.
البته هلندیها مردمان لیبرالی هستند، ولی اگر تو به این صورت بیرون بروی ممکن است شوکه بشوند!
-
هلندي
Dutch, try that old saddle out for size.
هلندي ، سعي کن عين آدم بزرگ ها رفتار کني.
عباراتی شبیه به "dutch" با ترجمه به فارسی
-
(رفتن به رستوران یا سینما و غیره به طوری که هر کسی سهم خودش را بدهد) دونگی · دانگی
-
(عامیانه - کسی که بی رو در بایستی و با شدت و در عین حال با حسن نیت نصیحت یا سرزنش می کند) عموی هلندی · بزرگ محله
-
(فلزشناسی) تومباک (آلیاژ مس با زینک یا روی)
-
هلندی
-
آنتیل هلند
-
رجوع شود به Netherlands )East( Indies
-
(کشاورزی) بیماری نارون (آفت درخت نارون - توسط قارچی به نام Ceratocystis ulmi)
-
هلندی سفلی، هلند سفلائی