ترجمه "dy" به فارسی

(شیمی) مخفف : دیسپروزیم (dysprosium) ترجمه "dy" به فارسی است.

dy
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شیمی) مخفف : دیسپروزیم (dysprosium)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dy noun

a trivalent metallic element of the rare earth group; forms compounds that are highly magnetic

+ اضافه کردن

"Dy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dy" با ترجمه به فارسی

  • دش - · دژ - · سو - [dysfunction] · پیشوند: بد
  • (الیاف پارچه و فرش و غیره) پیش از بافت رنگرزی شده · به تمام معنی · تمام عیار · تمام و کمال · دوآتشه · سرسخت · پر و پا قرص · پیش رزیده
  • (پارچه و فرش و غیره) از نخ رنگرزی شده (در برابر قلمکار و غیره) · از نخ رنگین
  • (پارچه و بافتنی) رنگرزی شده پس از بافته شدن
  • در حال احتضار · در حال زوال · در حال مرگ · در حال نزع · در هنگام مرگ · روبه افول · روبه نیستی · محتضر · محتضر، آرمیده در بستر مرگ · مردن · مردنی · مرگ · مُشرِف به موت
  • دارم میمیرم
  • (الیاف و پارچه و غیره) کاملا رنگرزی شده · دو آتشه · زفرنگ شده · کامل
  • در حال احتضار · در حال زوال · در حال مرگ · در حال نزع · در هنگام مرگ · روبه افول · روبه نیستی · محتضر · محتضر، آرمیده در بستر مرگ · مردن · مردنی · مرگ · مُشرِف به موت
اضافه کردن

ترجمه های "dy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه