ترجمه "dyeing" به فارسی
رنگرزی, رزیدن, پارچه رنگ زنی بهترین ترجمه های "dyeing" به فارسی هستند.
dyeing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of dye. [..]
-
رنگرزی
process of adding color to textile products like fibers, yarns, and fabrics
where we actually get paid for our dyeing."
بریم یه جای دیگه که ما برای رنگرزی کردن دستمزد بگیریم."
-
رزیدن
-
پارچه رنگ زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dyeing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dyeing" با ترجمه به فارسی
-
رنگها · رنگها (آلی) · رنگهاي آزو
-
گیاهان رنگی
-
انواع رنگ ها و رنگیزه هایی که ملکول آنها دارای زانتین است
-
رنگدانه ی قرمز · رنگیزه ی قرمز
-
(شیمی) رنگ دیازو (هریک از ترکیب های آزو azo که مولکول آنان حاوی گروه N2 است)
-
(روش نقش گذاری بر پارچه از راه پوشاندن برخی جاهای آن با موم و رنگ زدن بقیه) باسمه کاری · باسمه کاری کردن
-
رنگ آنیلین · رنگ مصنوعی · هر رنگی که از نظر شیمیایی مشابه آنیلین باشد
-
نشانگرهای رنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن