ترجمه "tie-dye" به فارسی
(روش نقش گذاری بر پارچه از راه پوشاندن برخی جاهای آن با موم و رنگ زدن بقیه) باسمه کاری, باسمه کاری کردن بهترین ترجمه های "tie-dye" به فارسی هستند.
tie-dye
verb
noun
دستور زبان
To tie strings around (fabric or clothing) and then dye it, in such a manner that the tied parts do not get colored. [..]
-
(روش نقش گذاری بر پارچه از راه پوشاندن برخی جاهای آن با موم و رنگ زدن بقیه) باسمه کاری
-
باسمه کاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tie-dye " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن