ترجمه "dysfunction" به فارسی

بدکاری, اختلال, دشکاری بهترین ترجمه های "dysfunction" به فارسی هستند.

dysfunction verb noun دستور زبان

A failure to function in an expected or complete manner. Usually refers to a disorder in a bodily organ (e.g. erectile dysfunction), a mental disorder, or the improper behavior of a social group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدکاری

  • اختلال

    now is called microvascular coronary dysfunction, or obstruction.

    اینک انسداد یا اختلال سرخرگی میکروعروقی یا آوندی نا دارد.

  • دشکاری

  • ترجمه های کمتر

    • دژکنش
    • سو.عملکرد
    • فيزيوپاتولوژي
    • پرشیدگی
    • پرکاری
    • اختلالات فانکشنال
    • اختلالات فيزيولوژيكي
    • اختلالات کارکردی
    • بدکاری (اختلال)
    • به هم خوردگی
    • سو عملکرد
    • عدم کار
    • كاركرد غيرطبيعي
    • نقص در عملکرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dysfunction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dysfunction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dysfunction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه