ترجمه "dysfunctional" به فارسی
بد کار کردی ترجمه "dysfunctional" به فارسی است.
dysfunctional
adjective
دستور زبان
Functioning incorrectly or abnormally. [..]
-
بد کار کردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dysfunctional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dysfunctional" با ترجمه به فارسی
-
بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي · دیساتونومی · نشانگان كي-گاسكل
-
خونریزی غیرطبیعی رحم
-
اختلال · اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · اختلالات کارکردی · بدکاری · بدکاری (اختلال) · به هم خوردگی · دشکاری · دژکنش · سو عملکرد · سو.عملکرد · عدم کار · فيزيوپاتولوژي · كاركرد غيرطبيعي · نقص در عملکرد · پرشیدگی · پرکاری
-
اختلال در کارکرد ارگان های مرتبط با سیستم گردش خون
-
ناکارآمدی جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن