ترجمه "eagerness" به فارسی
شوق, اشتیاق, ارزومندی بهترین ترجمه های "eagerness" به فارسی هستند.
eagerness
noun
دستور زبان
The state or quality of being eager; ardent desire. [..]
-
شوق
nounPaul was talking with the rapt eagerness of a man who istelling his troubles.
پل با شوق و حرارت مردی که از دردسرهایش سخن میگوید، حرف میزد.
-
اشتیاق
nounThat's why she's so eager to play against you.
به همین دلیل هم هست که او این همه اشتیاق بازی با شما را دارد.
-
ارزومندی
-
ترجمه های کمتر
- اشتیاق، تلاش کوشش
- مشتاقی
- جانفشانی
- طمع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eagerness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eagerness" با ترجمه به فارسی
-
کارمند مشتاق؛ کارمند سختکوش و پرتحرک
-
(قدیمی) تندوتیز · بی تاب · بی قرار · ترد و شکننده · خواستار · خواهان · راغب · رجوع شود به eagre · شایق · مشتاق · چشم انتظار
-
(امریکا - خودمانی - معمولا با تداعی منفی)آدم پر جنب و جوش · دائم در تقلا · همیشه در تکاپو
-
اشتیاق برای فروش سهم یا کالا
-
(قدیمی) تندوتیز · بی تاب · بی قرار · ترد و شکننده · خواستار · خواهان · راغب · رجوع شود به eagre · شایق · مشتاق · چشم انتظار
-
(قدیمی) تندوتیز · بی تاب · بی قرار · ترد و شکننده · خواستار · خواهان · راغب · رجوع شود به eagre · شایق · مشتاق · چشم انتظار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن