ترجمه "eager" به فارسی
مشتاق, راغب, خواهان بهترین ترجمه های "eager" به فارسی هستند.
eager
adjective
noun
دستور زبان
A tidal bore. [..]
-
مشتاق
adjective nounShe was eager to feed the birds.
او مشتاق بود تا به پرنده ها غذا بدهد.
-
راغب
The younger man, for his part, was eager to help the older prophet.
اَلِیشَع نیز راغب بود به آن نبی که از او به مراتب مسنتر بود، یاری رساند.
-
خواهان
-
ترجمه های کمتر
- شایق
- خواستار
- (قدیمی) تندوتیز
- بی تاب
- بی قرار
- ترد و شکننده
- رجوع شود به eagre
- چشم انتظار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "eager"
عباراتی شبیه به "eager" با ترجمه به فارسی
-
ارزومندی · اشتیاق · اشتیاق، تلاش کوشش · جانفشانی · شوق · طمع · مشتاقی
-
کارمند مشتاق؛ کارمند سختکوش و پرتحرک
-
(امریکا - خودمانی - معمولا با تداعی منفی)آدم پر جنب و جوش · دائم در تقلا · همیشه در تکاپو
-
اشتیاق برای فروش سهم یا کالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن