ترجمه "each week" به فارسی
هفته به هفته, هفتگی بهترین ترجمه های "each week" به فارسی هستند.
each week
adverb
without missing a week; "she visited her aunt weekly"
-
هفته به هفته
adverb -
هفتگی
adverbI promise you will not regret writing a verse of scripture on your mind and heart each week.
من وعده می دهم شما از نوشتن هفتگی یک آیه از کتابهای مقدّس بر ذهن و قلبتان پشیمان نخواهید شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " each week " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن