ترجمه "earliness" به فارسی
پیشرسی, زودی, زودبودن بهترین ترجمه های "earliness" به فارسی هستند.
earliness
noun
دستور زبان
The condition of being early [..]
-
پیشرسی
-
زودی
nounIt was normal for half the salary only to be paid at this early date.
این عدی بود که در چنین تاریخ زودی تنها نیمی از حقوقش پرداخت گردد.
-
زودبودن
-
ترجمه های کمتر
- زودرسی
- تكوين زودرس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "earliness" با ترجمه به فارسی
-
پیشدبستانی
-
رسيدگي زودرس
-
خروسخوان
-
سیستمهای هشداردهنده زودرس
-
تشخیص اولیه · تشخیص زودرس
-
مقرری از پیش تعیین شده
-
بزودی
-
چانی زنی اولیه – منافع اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن