ترجمه "eastbound" به فارسی
شرقی, خاورسوی, بسوی شرق بهترین ترجمه های "eastbound" به فارسی هستند.
eastbound
adjective
adverb
دستور زبان
Moving or heading towards the east. [..]
-
شرقی
adjectiveWe're eastbound on Millhaven Road in pursuit of a...
ما در قسمت شرقی جاده ی " میل هیون " در تعقیب یک...
-
خاورسوی
-
بسوی شرق
adjective
-
ترجمه های کمتر
- به سوی خاور
- عازم شرق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eastbound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن