ترجمه "easterly" به فارسی

شرقی, خاوری, خاورسوی بهترین ترجمه های "easterly" به فارسی هستند.

easterly adjective noun adverb دستور زبان

(meteorology) Any persistent wind from the east (usually applied to broad currents or belts of easterly winds). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرقی

    adjective

    The easterly wind that had been blowing ever since they left Ithilien now seemed dead.

    باد شرقی که از زمان ترک ایتیلین شروع به وزیدن کرده بود، فعلاً آرام گرفت.

  • خاوری

    AN easterly wind raged over the steppe.

    باد خاوری مانند قزاقان پهنه اسب را میپیماید.

  • خاورسوی

  • ترجمه های کمتر

    • از مشرق
    • باد خاوری
    • باد شرقی
    • به سوی مشرق
    • در خاور
    • عید پاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " easterly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "easterly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "easterly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه