ترجمه "eastern" به فارسی
شرقی, مشرقی, خاوری بهترین ترجمه های "eastern" به فارسی هستند.
eastern
adjective
دستور زبان
Of, facing, situated in, or related to the east [..]
-
شرقی
adjectiverelated to the east
Carlisle sat in his usual seat at the eastern head of the room.
کارل ایل در صندلی همیشگیاش در قسمت شرقی اتاق نشسته بود.
-
مشرقی
adjective -
خاوری
The survivors reached the eastern frontier.
نجات یافتهها نیز خودشان را به جبههی خاوری رساندند.
-
ترجمه های کمتر
- خاورسوی
- از سوی (یا در جهت یا وابسته به) خاور
- وابسته به کلیسای ارتدوکس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eastern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Eastern
adjective
دستور زبان
Of a region designated as the East by convention or from the perspective of the speaker or author. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Eastern" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eastern در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "eastern" با ترجمه به فارسی
-
گوریل شرقی
-
ويروس آنسفاليت اسبي شرقي · ویروس آنسفالومیلیت اسبی
-
گیلانشاه شرقی
-
تسوگا کانادنسیس · شوكران شرقي · شوکران کانادایی
-
آنسفالوميليت اسبي شرقي · آنسفالوميليت اسبي غربي · آنسفالوميليت اسبي ونزوئلا · آنسفالومیلیت اسبی
-
(امریکا - E بزرگ) اهل ایالات شمال شرق · خاورزی · ساکن شرق
-
مرغ تفنگچی غرنده
-
ایالت شرقی (بخشی از عربستان سعودی که در کرانه ی خلیج فارس قرار دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن