ترجمه "easygoing" به فارسی

آسودگرای, باگذشت, ناخوددار بهترین ترجمه های "easygoing" به فارسی هستند.

easygoing adjective دستور زبان

(of a person) calm, relaxed, casual and informal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسودگرای

  • باگذشت

  • ناخوددار

  • ترجمه های کمتر

    • لاقید
    • تنبل
    • (آدم) آسانگیر
    • آرام و خوش برخورد
    • بی دردسر
    • بی قید
    • تن آسا
    • خونسرد و خوش سلوک
    • سخت نگیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " easygoing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "easygoing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه