ترجمه "eats" به فارسی
غذا, (عامیانه) خوردنی ها, بچه مگس بهترین ترجمه های "eats" به فارسی هستند.
eats
noun
verb
دستور زبان
Third-person singular simple present indicative form of eat. [..]
-
غذا
nounTom got so absorbed in his work that he forgot to eat.
تام به قدری جذب کارش شده بود که یادش میرفت غذا بخورد.
-
(عامیانه) خوردنی ها
-
بچه مگس
noun
-
ترجمه های کمتر
- تنقلات
- جان کندن
- خوراک
- قاقالی لی
- لب چره ها
- نویسنده مزدور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eats " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eats" با ترجمه به فارسی
-
حشرات ریشهخوار
-
کس خوری
-
رستوران
-
میوه خوار
-
روباه خرچنگ خوار · روباه خرچنگخوار
-
پرندگان آسیبرسان · پرندگان زيانآور · پرندگان غلهخوار · پرندگان مضر
-
حشرات برگخوار
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن