ترجمه "eavesdrop" به فارسی
استراق سمع کردن, شنود, فالگوش ایستادن بهترین ترجمه های "eavesdrop" به فارسی هستند.
eavesdrop
verb
noun
دستور زبان
To hear a conversation one is not intended to hear; to listen in. [..]
-
استراق سمع کردن
to hear a conversation one is not intended to hear
-
شنود
to hear a conversation one is not intended to hear
-
فالگوش ایستادن
to hear a conversation one is not intended to hear
If you'd gone to my school, you would have flunked eavesdropping.
اگه به مدرسه ی من میرفتین توی درس فالگوش ایستادن تجدید میشدین
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) چکه (که از رخبام می چکد)
- چکه گاه
- گوش ایستادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eavesdrop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eavesdrop" با ترجمه به فارسی
-
شنود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن