ترجمه "ecclesiastic" به فارسی
کشیش, مربوط به کلیسا, اجتماعی بهترین ترجمه های "ecclesiastic" به فارسی هستند.
ecclesiastic
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to the church; ecclesiastical. [..]
-
کشیش
adjective nounThe spirit of rebellion is still upon you, sighed the ecclesiastic.
کشیش آهی کشید و گفت: روح عصیان هنوز در شما وجود دارد.
-
مربوط به کلیسا
adjective noun -
اجتماعی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عضو کلیسا
- کشیش ecclesiastical -2
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ecclesiastic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ecclesiastic" با ترجمه به فارسی
-
(وابسته به نوشتجات اوایل مسیحیت)کهن مسیحی · (وابسته به کلیسا و سازمان آن و کشیشان) کلیسایی · روحانی · مذهبی · مربوط به کلیسا · کشیش · کشیشی
-
کتاب جامعه
-
قانون شرع
-
(انجیل) کتاب جامعه (که می گویند به نگارش حضرت سلیمان است) · کتاب جامعه
-
لطف
-
عضوانجمن سیاسی اتنی های قدیم · واعظ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن