ترجمه "ecclesiastical" به فارسی
مذهبی, روحانی, کشیشی بهترین ترجمه های "ecclesiastical" به فارسی هستند.
ecclesiastical
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to the church; as, ecclesiastical architecture. [..]
-
مذهبی
adjectiveHelene understood that the question was very simple and easy from the ecclesiastical point of view
هلن دریافت که از نظر مذهبی این کار بسیار ساده و سهل بوده است
-
روحانی
adjective noun properA most unworthy play upon words for an ecclesiastic!
این لفاظی و مغلق گوئی از یک مرد روحانی است.
-
کشیشی
one of the four ecclesiastics who were chanting the Litany
یکی از چهار تن کشیشی که اوراد میخواندند
-
ترجمه های کمتر
- کشیش
- (وابسته به نوشتجات اوایل مسیحیت)کهن مسیحی
- (وابسته به کلیسا و سازمان آن و کشیشان) کلیسایی
- مربوط به کلیسا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ecclesiastical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ecclesiastical" با ترجمه به فارسی
-
کتاب جامعه
-
قانون شرع
-
(انجیل) کتاب جامعه (که می گویند به نگارش حضرت سلیمان است) · کتاب جامعه
-
اجتماعی · عضو کلیسا · مربوط به کلیسا · کشیش · کشیش ecclesiastical -2
-
لطف
-
عضوانجمن سیاسی اتنی های قدیم · واعظ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن