ترجمه "edgy" به فارسی
عصبی, زودخشم, بدخلق بهترین ترجمه های "edgy" به فارسی هستند.
edgy
adjective
دستور زبان
nervous, apprehensive [..]
-
عصبی
adjectiveThere was an edgy kind of excitement in her mind.
توی ذهنش می تونستم یه جور هیجان عصبی رو ببینم.
-
زودخشم
-
بدخلق
-
ترجمه های کمتر
- رنجیده
- دلخور
- ناراحت
- دارای برون نمای واضح
- دارای لبه یا حاشیه ی آشکار و روشن (در مورد نقاشی و عکاسی و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " edgy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن