ترجمه "edible" به فارسی

خوراکی, خوردنی, ماکول بهترین ترجمه های "edible" به فارسی هستند.

edible adjective noun دستور زبان

That can be eaten without harm; non-toxic to humans; suitable for consumption. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوراکی

    adjective noun

    that can be eaten without harm; suitable for consumption [..]

    I have heard that the white edible funguses are found principally at the edge of the wood

    من فقط شنیدهام که قارچهای خوراکی بیشتر در حاشیه جنگل است.

  • خوردنی

    adjective noun

    At first there were no more than ten, some of them with their wives and children and edible dogs

    ابتدا بیش از ده نفر نبودند، بعضی از آنها با همسر و فرزندان و سگهایی خوردنی.

  • ماکول

  • ترجمه های کمتر

    • غذا
    • (معمولا جمع) خوراک
    • قابل خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " edible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "edible"

عباراتی شبیه به "edible" با ترجمه به فارسی

  • پيكانريشه ارغواني · پيكانريشه كوينزلند · کانا ادولیس · گل اختر خوردني
  • قارچ خوراکی
  • قارچهاي خوراكي · قارچهای خوردنی
  • زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
  • درخورخوردن بودن · ماکول بودن
  • زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
  • زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
اضافه کردن

ترجمه های "edible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه